روایت کودک: نخودی رفت و رفت و رفت تا رسید به رودخونه. رودخونه گفت: داری کجا میری نخودی؟ نخودی گفتش که دارم میرم از پادشاه پول کفش های پدرم و بگیرم. رودخونه گفت: منم با خودت میبری؟ نخودی گفت بله میبرم. نخودی دهنش و باز کرد و رودخونه رفت تو و دهنش
پروژه: نوروز
پروژه : فضاسازی جشن مهر
پروژه : آب
پروژه: آبزیان
عنوان اثر : آبزیان