روایت کودک: پادشاه نخودی رو گذاشت زیرش . نخودی به دلش گفت که زنبور بیاد بیرون. زنبور پادشاه رو نیش زد و پادشاه بالا و پایین پرید. سربازها هم دور پادشاه بودند. بعد پادشاه گفت: نخودی رو ببرید به خزانه ی قصر
پروژه : نوروز
پروژه : صدا
پروژه : بازیافت
پروژه : فضاسازی جشن مهر
پروژه: آبزیان