روایت داستان: مامان نخودی آش پخته بود. نخود ریخت توش و نخودی از توش اومد بیرون، و بابای نخودی روی صندلی نشسته و کفش میفروشه
توضیحات: مامان آمده و برایم لباس پیراهن آورده
پروژه: بدن